X
تبلیغات
رایتل

شیطان پرستی و فراماسونری(Freemasonry )

لژهای فراماسونری، انجمن های برادری (بخش چهارم و پایانی: فراماسون

در بخش های قبلی در مورد فراماسونری و دیدگاه هایی که در مورد اون وجود داره صحبت کردیم. در این بخش که بخش پایانی مطلب هست در مورد فراماسونری در ایران، چگونه ورودش و ذکر نام چند نفر که فراماسون بودنشون محرز هست می پردازیم.

پیشتر اشاره شد که به علت ماهیت سری و مخفی انجمن های ماسونی، در ایران به اون لقب "فراموش خانه" رو داده بودند چون این افراد قول می دادند که هر آنچه در این جمع ها اتفاق می افته رو در خارج از آن فراموش کنند. لازم به ذکر هست که در ابتدای ورود فراماسونری در ایران اعضای اون عمدتا از روشنفکران و طبقه اشرافی بودند. از دیگر اعضای می توان به فارغ التحصیلان دارالفنون اشاره کرد.

سنگ بنای فراماسونری در ایران رو میرزا ملکم خان ارمنی (روزنامه نگار و سیاستمدار دوره قاجار) در پیش از مشروطیت قرار داد. او ریاست افتخاری انجمن را به ناصرالدین شاه واگذار کرد. اگرچه این اخوت به پیروی از اخوت های اروپایی بنا شده بود مدرک محکمی دال بر ارتباط این دو وجود ندارد. خود میرزا ملکم خان هدف خود از تاسیس چنین انجمنی را تربیت روشنفکرانی برای خدمت به اجتماع و نوسازی سیاسی می دانست. اگر چه این انجمن با اجازه شخص شاه و به شرط عدم لطمه به مصالح شاه و مملکت و با حمایت میرزا آقاخان صدراعظم ایجاد شده بود باری پس از برکناری وی (صدراعظم)، شاه با گزارشاتی که دریافت کرده بود ادامه فعالیت انجمن را به صلاح ندانست. فرمان تعطیلی آن صادر شد و میرزا ملکم خان دستگیر و تبعید شد. البته مخالفت قشر سنتی، مذهبیون و همین طور محافظه کاران در این تعطیلی بی تاثیر نبود و این از آنجایی نشات می گرفت که بیشتر آموزه های فراموشخانه دارای مضمون لیبرالیستی و اومانیستی بود.

میرزا ملکم خان، پایه گذار اولین لژ فراماسونری در ایران


بسیاری از روشنفکران دورهٔ قاجار، سازمان فراماسونری را به عنوان یک سازمان نوگرا، انقلابی و آزادی‌خواه می‌شناختند که آرمانی جز مبارزه با استبداد و برپایی مردم‌سالاری و بیداری ملت‌ها ندارد.از جمله عوامل مهمی که موجب گرایش و جذب روشنفکران این دوره به سازمان‌های فراماسونری، به ویژه، لژ فرانسوی آن می‌شد، نقش مهم اعضای آن سازمان در انقلاب کبیر فرانسه بود. در بین مشهورترین فراماسون های این دوره (قاجار) سیدجمال الدین اسد آبادی حضور دارد.

در دوره محمدرضا پهلوی برخلاف دوران رضاشاه با گسترش روابط سیاسی با غرب به خصوص انگلستان  لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تاسیس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سیاست ایران به شدت گسترش یافت، هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلسین و فعالان سیاسی از فراماسون‌های سرشناس بودند.

پس از انقلاب فراماسونری به شکل علنی از میان برداشته شد. چون، فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیست و  در نتیجه عامل تمام بدبختی های ایران معرفی می شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن ها در بعد از انقلاب شد. مرام اشراف منشی و مخفیانه آنها باعث بروز افسانه هایی در مورد دست های پشت پرده فراماسونها و توهم توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتابها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسونها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.  از جمله این کتاب ها می توان به دوره سه جلدی "فراموشخانه و فراماسونری در ایران" نوشته اسمعیل رائین اشاره کرد. از آنجایی که بعضی نماد ها، اهداف و خواستگاه صهیونیست ها با برخی از معادل های فراماسونی معادل دانسته شده، در ممالک اسلامی و خصوصا ایران فراماسونی معادل با صهیونیزم دانسته شده است. کافی است این واژه را در سایت های فارسی جستجو کنید. نتایج در اکثر موارد همین نکته را نشان می دهد.

در جریان اتفاقات پس از انتخابات افراد تندرو در هر دو طرف دیگری را به فراماسون بودن متهم کرده اند. در حال حاضر، در بین افراد معروف معاصر، می توان لیستی از افراد ارائه داد که گمان می رود به یکی از لژهای فراماسونری تعلق داشته باشند. در میان این افراد نام هایی از سران بلند مرتبه سیاسی و اجتماعی وجود دارند.

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
فراماسونری هیچ ربطی به شیطان پرستی ندارد
شنبه 26 شهریور 1390 ساعت 19:57
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عقیده فراماسون ها به طور خلاصه اینه که همه ی ادیان زیر یک سلطه ی جهانی باشند و شیطان پرستی هم از نظر اون ها یک دین به حساب میاد ( خلاصه )